اوریگامی، هنر آفریدنِ طرحهای سه بعدی از کاغذ با کمک تاهای هندسی است. فضای سهبعدی اوریگامی، بستر مناسبی برای به نمایش گذاشتن خلاقیتهای گسترده در طراحی مُد و فشن بهحساب میآید. مُد، شیفته به وجود آوردن ترکیبهای متفاوت و خلاقانه است. فشن اوریگامی ، بهعنوان یک فرم پر از افراط و تفریط توانسته جایگاه خود را در دنیای فشن بدست آورد. فرشاد حیدری، اوریگامیست جوان، خلاق و موفق در عرصه مُد و فشن است که توانسته در این حوزه جایگاهی بهدست آورد.
نیمه روز یکشنبه حوالی میدان تجریش پلاک ۲۷ استودیو طراحی پارچه فرشاد حیدری. همانطور که انتظار میرفت طراحی فضای استودیو با حضور هنرجوهای مشتاق، دلنشین و محیط کار و آموزش بسیار حرفهای به نظر میرسید. بعد از معارفه و تعاملی کوتاه حول آنچه قرار است به آن پرداخته شود، مشتاقانه اولین سوال را مطرح کردم، در ادامه گفتگویی صمیمانه با ایشان خواهیم داشت.
لطفا خودتان را معرفی کنید.
فرشاد حیدری هستم. متولد 1370، فارغالتحصیل رشته الکترونیک. در سال1396 دورههای طراحی پارچه و لباس را در موسسه طراحان مد، زیر نظر خانم دکتر حدیدی گذراندم. بعد از آن در کنار طراحی لباس و اوریگامی، به شکل متمرکز بر روی مطالعه و حضور در دورههای مارکتینگ و فروش، منابع انسانی، مالی و مدیریت بیزینس (کسب و کار) در حوزه فشن فعالیت نمودهام.
از نحوه ورود و فعالیت کاری خودتان در حوزه اوریگامی و پارچه برایمان بگویید.
نحوه ورود من به دنیای فشن اوریگامی در واقع به شغل پدری من برمیگردد که کار پلیسه انجام میدادند. پلیسه یکی از بیسیکترین تکنیکهای(تکنیکهای پایه) اوریگامیست که از تا زدنهای منظم روی پارچه بهوجود میآید. شاید برایتان جالب باشد که اولین منبع الهام من در سال ۲۰۰۵، فیلم پریسِن بریک(فرار از زندان) بود (خوشحالی خاطرهانگیزی در چهره آقای حیدری نقش بست) و ادامه دادن که در آن یکی از کارکترهای فیلم برای پارتنر خود، تعدادی دُرنا میساخت.
از همان ابتدا علاقهی زیادی به بازی با کاغذ و اوریگامی داشتم و رفت و آمد به محل کار پدرم و دیدن تا زدنهای روی کاغذ و اجرای آنها روی پارچه باعث شد که وارد این حرفه بشوم. در آن زمان دسترسی به رفرنس (منبع) اینترنتی برای استفاده از مدلهای خارجی نداشتم و با خلاقیت خودم تعدادی پترن درست کردم.

پترنهایی که طراحی کرده بودم بسیار مورد استقبال قرار گرفت و فیدبک بسیار خوبی که از بازار کار گرفته بودم. باعث شد فعالیتم در این زمینه بیشتر شود؛ از سال ۲۰۱۰ به بعد اوریگامی بهصورت تخصصی حرفه من شد و شروع به همکاری با مزونهای لباس کردم؛ و فراتر از آن همکاریهای اینترنشنال (بینالمللی) در زمینه اوریگامی باعث شد به صورت کاملا جدی به این حرفه بپردازم.
اوریگامی به چه معناست و تعریف شما از آن چیست؟
اگر بخواهیم از جنبه عمومی به آن نگاه کنیم، اوریگامی واژه ژاپنیست که از دو کلمه (اوری و کامی) تشکیل شده است به معنی کاغذ و تا. اوریگامی قدمت بسیار زیادی دارد و از آنجایی که طراحی در همه زمینهها، از نقطه و خط شروع میشود خیلی چیزها میتوانند در برگیرنده اوریگامی باشند. عملا هر فولدی که انجام میدهیم و هر پترنی که کشیده میشود، میتواند در دنیای اوریگامی کاربرد داشته باشد. تعریف من از اوریگامی اینست «اوریگامی یک علم است که از هنر نشأت میگیرد و در بحث دیزاین در همه زمینهها به ما کمک میکند و فشن یکی از آنهاست.»
از دیدگاه شما فشن اوریگامی یک هنر است یا صنعت؟
شاید از نظر یک ببینده عمومی سازههایی که با اوریگامی ساخته میشوند، یک هنر محسوب شود؛ مثل معماری ایرانی که در نگاه اول مخاطب با خودش فکر میکند که چه هنرمندان بزرگی در طراحی و اجرای آن نقش داشتهاند. اما وقتی به بطن ماجرا پِی میبریم متوجه میشویم که در بحث دیزاین و اوریگامی یک سری علوم از جمله ریاضیات و هندسه در آن دخیل هستند؛ و از این علوم وام میگیرد.
به نظر من در حال حاضر اوریگامی یک علم است، شاید در گذشته صرفأ یک هنر محسوب میشده اما امروزه به صنعت ورود پیدا کرده؛ در واقع دنیای اوریگامی بسیار پیچیده است. در هوا فضا در ساخت جیمزوب از اوریگامی وام گرفتهاند. در پزشکی و معماری، حتی در معماری ایرانی که میتوانیم بخشی از پترنهای اوریگامی را ببینیم.

اصلیترین منبع الهامبخش در روند کارتان چیست؟
در مراحل اولیه زمانیکه که کارم را تازه شروع کرده بودم، دسترسی به یک سری فرمهای جئومتریک در دنیای دیزاین، من رو بیشتر به الهام گرفتن از معماری ایرانی سوق میداد. معماری ایرانی یک انتخاب قوی برای فرمهای جئومتریک بود کمااینکه تبدیل به منبع الهام آرتیستهای مختلف در بحث آینهکاری و معماری مدرن شده است.
به شکل سادهتر، یک وقتهایی همه چیز به حس و حال من بستگی داشت مثلا در یکی از سفرهای من به شیراز، کاشیکاری کف حیاط یکی از بناها، به من یک سری فرم و تکسچر میداد؛ اما در حال حاضر به خاطر تسلط داشتن روی فرمها و چیدمان آنها، لزوماً نیاز به منبع الهام ندارم؛ و از تلفیق پترنهای متفاوت و با تکنیکهای مختلف آنها را در اِشلهای کوچک و بزرگ در میآورم و به طرحهای جدید میرسم.
مشخصهای که کار شما را از سایر فعالین این حوزه متمایز میکند؟
اگر بخواهم به شکل شفاف در این مورد صحبت کنم باید بگویم که مارکتی که من انتخاب کردم در واقع یک نیچمارکت است که در ایران کسی به آن ورود نکرده است. در حال حاضر با وجود آموزش به تعداد زیادی هنرجو تنها کسی نیستم که در این زمینه فعالیت میکنم اما میتوان گفت من و کارم در ایران شناخته شده هستیم و عملاً رقبای اصلی من، افراد خارجی محسوب میشوند که چند نفر در چند کشور مختلف هستند.
در مورد نقطه عطف کار من نسبت به این رقبای اینترنشنال(بینالمللی) باید بگویم شناخت کافی به فشن دارم. همواره مطالعات مختلف در این زمینه داشتهام، دورههای متفاوتی را گذراندم و کالکشنهای مختلفی را ارائه دادم و همینطور محصولات متنوعی را روانه بازار کردم(چه با فشن اوریگامی و چه بدون اوریگامی)؛ و مهمتر اینکه نیاز مشتری و مخاطب خود را به خوبی درک میکنم. در واقع زبان مشترک داشتن با مشتری باعث میشود نیازها و خواستههایش سنجیده شود و با اینکه ۲۵۰ پترن متفاوت در مجموعه ما وجود دارد، مشتری به هیچ عنوان گمراه از استودیو بیرون نمیرود.
از شکلگیری یک ایده جدید تا اجرای نهایی یه پروژه کاری برایمان بگویید.
برای پاسخ به این سوال باید کمی از دنیای اوریگامی و پارچه فاصله بگیریم و بهعنوان طراح لباس و صاحب برند بحث طراحی لباس را مطرح کنم. در واقع در مسیر طراحی یک کالکشن، اوریگامی یکی از المانهایست که در آن کالکشن استفاده میکنیم. معمولاً سیستم کاری ما به این شکل است که منبع الهامی را در نظر گرفته و کانسپتی را مطرح میکنیم؛ و بر اساس آن یک سری رفرنس پیدا کرده و با توجه به آنها مودبرد طراحی میشود و بعد از آن طراحی اسکچ و در نهایت اجرای کار و در مرحله آخر عکاسی و فیلمبرداری از طرحهای نهایی کالکشن.
از « قلمرو خورشید» برایمان بگویید.
کالکشن اخیر من که در واقع یک سلسه کالکشن لباس است، از سرزمین خورشید یعنی ژاپن که مهد اوریگامیست شروع میشود. ما یه سفر دو ساله در پیش داریم، در طراحی این کالکشنها بر روی فرهنگهای مختلف دست گذاشتهایم و از آنها الهام گرفتهایم. در اولین کالکشن از فلسفه سامورایی وام گرفته شدهاست. شمشیر کاتانا که نماد مردان سامورایی است از المانهای منحصربهفرد این کالکشن است (در مورد این کالکشن صحبتهای بیشتری با آقای حیدری داشتیم اما به صلاحدید خودشان توضیح در مورد جزییات مفهومی آن را به فرصتی در آینده سپردن).
در طراحی و اجرای این کالکشن از درسکدهای لباس ژاپنی، فرهنگها، اسامی الههها و … برای رسیدن به طرحها استفاده کردهایم. این مسیر ادامه پیدا میکند و در جاده ابریشم قرار میگیرد، از چین و هند گذر میکند و به ایران میرسد و از ایران به اروپا. پیشبینی من این خواهد بود که در ایران توقف بیشتری داشته باشیم (بهدلیل وجود وجه تشابههای زیاد بین المانهای ایرانی و اوریگامی) قصد داریم روی کالکشن ایران تأکید بیشتری داشته باشیم و فرهنگ ایرانی را به جوامع بیشتری نشان بدهیم. شمشیر کاتانا روی دیوار استودیو قرار گرفته بود و بعد از ورودم متوجه آن شدم و با توضیحات آقای حیدری حس کنجکاوی من برطرف شد.

از دلایل شروع تدریس و تجربه خود در زمینه تدریس اوریگامی و تفاوت مباحث آموزش خودتان با سایر اساتید این حوزه، بفرمایید.
مدرسین مختلفی در ایران در حال آموزش تکنیکهای پایه اوریگامی هستند، اما تخصص بنده، فشن اوریگامیست. اینکه در دنیای فشن چه اتفاقی برای اوریگامی میافتد. در چند سال گذشته مانیفست من این بوده که میخواهم هنر اوریگامی را در ایران بومیسازی کنم و همین مسأله منجر به شروع تدریس من شد. نزدیک بودن اوریگامی به معماری ایرانی نقطه عطفیست که مورد توجه بنده قرار گرفته است و باعث شده بر روی پترنهای ایرانی تأکید زیادی داشته باشم.
از سال ۱۳۹۷ تدریس را شروع کردم و تا امروز بیش از ۲۵۰۰ هنرجو داشتهام. در این مسیر خیلی از هنرجوها با آموزشهایی که دیدهاند به کسب درآمد رسیدهاند. در شهرهای مختلف ورکشاپ برگزار کردهام و در شهرهایی که امکان برگزاری کلاس و ورکشاپ نبود با ایجاد پلتفرمهای آنلاین و آفلاین این آموزشها را در اختیار همه علاقهمندان به این حرفه گذاشتهام و تا امروز بسیاری از هنرجوهای من از یادگیری و به کار گرفتن این المانها در کارهایشان رضایت زیادی دارند.
استفاده از اوریگامی در کار طراحان لباس در ایران چه تأثیری میگذارد؟
همانطور که میدانیم در ایران واردات متریال به شدت محدود است و همینطور پارچه و خرجکار و اکسسوریهای مرتبط با لباس در بازار با محدودیت روبروست. در ایران بهراحتی امکان کپی کردن طرح و محصول توسط تولیدکننده دیگری وجود دارد که باعث میشود بسیاری از طراحان و تولیدکنندهها از این مارکت کنار گذاشته شوند. در نتیجه ما باید یک ارزش افزوده به محصول اضافه کنیم. اوریگامی همان ارزش افزودهایست که هنرجویان ما میتوانند به کارهایشان اضافه کنند که نه قابلیت کپی برداری داشته باشد نه اینکه برای تولیدکننده دیگری مقرونبهصرفه باشد که بخواهد از آن استفاده کند.

در مورد حوزه فعالیت و اهدافتان در رویال پیلیت برایمان توضیح بدهید.
ما یک ساب-برند زیر مجموعه فشن اوریگامی به نام رویال پیلیت داریم که به شکل تخصصی بر روی سفارشهای پارچهسازی متمرکز است؛ که در دو لاین لیمیتد (محدود) و تیراژ قرار میگیرد و ۱۲ نفر نیروی کار در آن مستقر هستند. سفارشهای تیراژ کارخانهها و تولیدکنندههای بزرگ در محدوده خیابان جمهوری در رویال پیلیت تولید میشود. اما یک سری طرحها نه قابلیت به تیراژ رساندن را دارند نه من این هدف را دارم که در تعداد بالا تولید بشوند. ۲۵۰ مدل در قالب تعداد محدود در اختیار تولیدکننده و آرتیستهایی (هنرمندان) قرار داده میشوند که کارهایی با ارزش زیاد و به تعداد انگشتشمار تولید میکنند.
فشن اوریگامی فقط به طراحی پارچه و لباس محدود میشود؟
خیر، در شش ماه اخیر سیستم کاری ما به این شکل بوده که مجموعه فشن اوریگامی یک مجموعه دیزاین محور است و فقط به بحث لباس محدود نمیشود. تا امروز با معمارها، در طراحی داخلی و آبجکتهای دکوراتیو و طراحی و تولید اکسسوری همکاری کردهایم از جمله این افراد آقایان پیام قربانی، سیاوش صوفیزاده و خانم شوکا داراییزاده هستند که هر کدام از این افراد در یک فیلد متفاوت در دیزاین فعالیت میکنند. در بخشهایی مثل ویژوآل (سایت) برندها و برند بوک و … هم فعالیت خود را گسترش دادهایم. در نتیجه فشن اوریگامی تنها محدود به طراحی پارچه و لباس نیست، اما طراحی لباس یکی از شبکههای بزرگ مجموعه فشن اوریگامیست.

حضور تعدادی از هنرجوهای داخل استودیو من را به پرسیدن این سوال ترغیب میکند، اینکه بزرگترین و بیشترین دغدغه هنرجوهای شما در زمینه آموزش در طراحی پارچه و لباس چیست؟
با توجه به سابقه تدریس و جامعه آماری که در اختیار دارم و بنا بر سلسله لایوهایی که در پلتفرم اینستاگرام با موضوع روشنگری در خصوص تحصیلات و مهارتهایی که در واقع یک هنرجو باید داشته باشد؛ با اساتیدی همچون سرکارخانم شریف و جناب آقای ارکانزاده و افراد دیگری که سابقه تحصیلات آکادمیک و حضور در این صنعت را داشتهاند، میتوانم بگویم.
بیشترین چالشی که هنرجوها مطرح میکردند این بود که در ابتدا با ذوق و علاقهی زیاد وارد این حوزه شدهاند؛ و متأسفانه به دلیل مسموم بودن فضای آموزش طراحی و حفظ منافع مالی برخی از مدرسین و آموزشگاهها به سمت مهارتهایی سوق پیدا کردند که عملاً به آنها کمکی نکرده است. به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه پریدن و دور شدن از هدفشان باعث شده تا حد زیادی سرخورده شوند.
بنابراین، از نظر شما تحصیلات آکادمیک در رشته پارچه و لباس تا چه اندازه در موفقیت کاری هنرجوها موثر است؟
من توصیه میکنم اگر اول راه هستند و کم سن و سال، از حضور در دانشگاه راه خود را شروع کنند؛ چرا که چه بهعنوان صاحب یک برند یا بهعنوان یک نیروی متخصص در یک مجموعه بخواهند مشغول به کار شوند، لازمه این حرفه در نهایت، فروش محصولات است. ارتباطات موثرترین راه فروش در بازار کار است. دانشگاه محیطی است که ارتباطات بزرگ و موثری در آن شکل میگیرد. یک دوره آموزشی ۴ ساله در کنار اساتید و هنرجوهایی که در یک مسیر هستند امکان موفقیت آنها را بیشتر میکند ( در طول پاسخ به این سوال، آقای حیدری لحنی دلسوزانه و مصمم داشتند).
اگر علاقهمندان زمانشان محدود است پیشنهاد میکنم، ابتدا هدفشان را مشخص کنند؛ نیازهای مرتبط با کار و هدفشان را بررسی کنند و ببینند که برای رسیدن به آن هدف به چه مهارتهایی نیاز دارند. پیشنهاد من این است که به هر شاخهای که علاقهمند هستند در درجه اول چند ماه در آن محیط و حرفه بهصورت آزمایشی مشغول به کار شوند. برای مثال اگر به طراحی لباس عروس علاقهمند هستند، حداقل سه ماه در یک مزون لباس عروس بهعنوان کارآموز مشغول به فعالیت شوند تا از نزدیک بتوانند همه چیز را در مورد آن فیلد کاری بسنجند. و بعد از آن راه خود را انتخاب و مسير خود را شروع کنند.

فشن اوریگامی شامل چه زیر مجموعههای تخصصی است؟
در ساختار هر برند، هر مجموعه و هر بیزینس، یک سری اشتراکات دارند و همینطور یک سری فیلدهای (زمینههای) تخصصی. در بحث خدمات و سرویسدهی، فروش، پرزنت و این قسم موارد مسلماً نیاز به نیروی متخصص در همان فیلد است. برای مثال از یک اوریگامیست لزوماً نمیتوانیم در بخش فروش هم استفاده کنیم اما اگر بخواهیم فقط بخشهای اصلی فشن اوریگانی را دستهبندی کنیم، یک سری افراد متخصص و آگاه به پترنهای اوریگامی و مسلط به نرمافزار میباشند. نرمافزارهایی مثل اتوکد، راینو، کورِل و ایلاستیتور که برای کشیدن نقشههای برداری از آنها استفاده میشود.
در بخش پارچهسازی هم کسانی که در مجموعه ما هستند از هنرجوهای سابق من بودهاند که برایشان فضای کار محیا کردیم تا بتوانند در این مجموعه فعالیت کنند. این افراد تمامی مهارتهای لازم در این حرفه را دارند و به طور مستمر مهارتشان به روز میشود. از جمله این مهارتها: نرمافزار، قالبسازی، فیوزینگ و در نهایت پارچهسازی. اگر بخواهم به دو لاین متفاوت تقسیمبندی کنم، یکی لاین نرمافزار و دیگری لاین اجرایی کار یا همان فولد (تا کردن) کاغذهاست.
از تفاوت طرحهای دستی و طراحی در نرمافزار برایمان توضیح بدهید.
اوایل شروع کارم، همه پترنها را با دست طراحی میکردم. اما در حال حاضر با استفاده از نرمافزار پترنهای بسیار پیچیدهتری طراحی و ارائه میدهم که اتفاقا این امر مزیت و برتری کار من نسبت به دیگر رقباست (از جای خود بلند شدن و یک نمونه اوریگامی طراحی شده با دست را به من نشان دادن). خطای انسانی و تلورانسهایی که در طراحی دستی وجود دارند با نرمافزار کاهش پیدا میکند. نرمافزار دریچهی بزرگی را در دیزاین باز کرده است و مبحث بسیار مهمی است. در مجموعه ما دو نفر مسلط به نرمافزار در حال فعالیت هستند.
نقشهها در ابتدا به صورت اسکچ و موتیف با دست ساخته میشوند و با نرمافزار راپورت میشوند؛ سپس از آن پلات گرفته میشود و کار به مرحله اجرا میرسد. اما در ابتدا شخص باید به فشن اوریگامی اشراف کامل داشته باشد تا بتواند طرحها را در نرمافزار اجرا کند.
چشمانداز و آینده مُد و فشن ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
همانطور که قبلا اشاره کردم متأسفانه (وقتی برای چند بار کلمه متاسفانه توسط ایشان تکرار شد، کاملا میشد متوجه دغدغهمندی ایشان در زمینه مد ایران و کم و کاستیهای آموزشی شد). در ادامه گفتند: با وجود سیستم آموزشی که در حال حاضر در ایران وجود دارد و سیاستهای موجود مبنی بر اولیت درآمدزایی موسسات و آموزشگاهها، به جای اینکه هنرجوها در مسیر درست هدایت شوند و کسب مهارت کنند. تا زمانیکه زیرساختها به این شکل وجود داشته باشند، آینده روشنی برای این صنعت در ایران دیده نمیشود.
در واقع در کشور ما، آینده مد و فشن ایران را کسانی رقم میزنند که سرمایه مالی کلان دارند و صاحب مجموعههای بزرگ کاری در این فیلد هستند، این افراد در ایران و دنیا بهعنوان فشن دیزاینر ایرانی معرفی میشوند و شامل هنرجوهای این حوزه نمیشوند. حقیقتاً درصد افرادی که بدون سرمایه مالی، بتوانند به جایگاه درست و مناسبی در این مارکت برسند بسیار انگشت شمار است. به نوعی اصلیترین رکن ورود به این صنعت سرمایه مالیست که بتوان با آن در کارمان آزمون و خطا کرد تا به دانش و مهارت کافی برسیم (به دلیل آموزشهای غیر کاربردی)
چه برنامه ویژهای برای آینده کاری خودتان در نظر دارید؟
در حال حاضر لاین طراحی لباس را راهاندازی کردهایم با هدف ورود به مارکتهای بینالمللی و در زمینه فروش محصولات بیشتر فعالیت میکنیم. در بیزنس عملاً باید بعد از گرفتن بازخورد از فعالیتهایمان، قدمهای بعدی را برداریم و هرچقدر هم استراتژیهای دوربُرد نوشته شده باشند، شاید نیاز باشد راه رسیدن به هدف را در طول مسیر تغییر داد. بنابراین در حال حاضر تمرکز ما برروی پوشاک است و تولیدات کالکشن قلمرو خورشید را به فروش میرسانیم و امیدوار هستیم در کالکشنهای بعدی پرقدرتتر و پرفروشتر در بازارهای بینالمللی ورود پیدا کنیم.
یک سری فشنشوها تارگت (هدف) و چشم انداز بعدی ما هستند، مطمئنن بعد از آن اتفاقات جذابتری برایمان رقم خواهد خورد (در زمان صحبت در پاسخ به این سوال، با امید و انگیزه زیاد از ادامه کار خود و موفقیت مجموعهشان صحبت میکردند)
اولین واژه یا جمله کوتاهی که بعد از شنیدن این کلمات به ذهنتان خطور میکند:
- شکست: شکست یک تجربه است برای جلوگیری از تکرار آن
- اوریگامی: خلاقیت
- ذهن: (کمی مکث و بعد از آن با صراحت پاسخ دادن)، ایدهای ندارم.
- موفقیت: حس خوبِ بعد از انجام یک کار
با شناختی که از علایق کاری شما داریم در آخر حس خود را نسبت به این طراح در یک کلمه خلاصه کنید
- جان گالیانو: منبع الهام، الهه خلاقیت
دنیای اوریگامی بسیار بزرگ است و میتوان با کمی خلاقیت از این هنر زیبا در همه حوزهها از طراحی لباس تا دکوراسیون استفاده کرد. اگر به این حوزه علاقهمندید میتوانید به پیج اینستاگرام یا سایت فرشاد حیدری مراجعه کنید. در پایان از حسن توجه شما به این گفتوگو سپاسگزاریم. به امید اینکه تعامل با افراد موفق در حوزه مد و فشن بتواند موجب آشنایی، پیشرفت و ترقی علاقهمندان و فعالان این حوزه شود. در صورت تمایل نظرات خودتان را با ما و دوستان خود به اشتراک بگذارید.