طراحی لباس سینما از جذابترین شاخههای این حوزه است. به فیلمها و سریالهای اخیر دقت کردین؟ طراحی کدومشون جالبتر بوده؟ سریال در انتهای شب را چهطور؟ این سریال از پرمخاطبترین سریالهای شبکه نمایشخانگی بوده. فیلمنامه و کارگردانی بسیار هوشمندانه است. منتقدها هم نظرهای مثبتی داشتن. به بهانه این سریال پربازدید و طراحی ساده و رئالیستی اون تصمیم گرفتم با طراح لباس فیلم در انتهای شب مصاحبه داشته باشم. اگه به طراحی لباس سینما علاقه دارین، این مصاحبه رو تا آخر دنبال کنین.
با خانم توسلی در کافهای نزدیک صحنه فیلمبرداری کار جدیدشون قرار گذاشتیم. ابتدا خیلی استرس داشتم چون این اولین تجربه مصاحبه من بود. اما خانم نازنین توسلی خیلی دوستانه و مهربون بودن. کمی در مورد خودم و مجله با ایشون گپ زدم و قبل از شروع مصاحبه صدا رو تست کردیم.

یه معرفی از خودتون میکنین و بهمون میگین که کار طراحی لباس سینما و تئاتر رو از کجا شروع کردین؟
من نازنین توسلی هستم. متولد ۱۳۶۰. از سال ۸۳ بهعنوان دستیار و طراح در تلویزیون، سینما و تئاتر کار کردم. ده سال دستیار آقای امیراثباتی بودم. ۱۵ سال هست که به طور مستقل کار طراحی لباس سینما و تئاتر رو انجام میدم. ماهی و گربه و هجوم به کارگردانی آقای شهرام مکری از تجربیات کاریم هست. در فیلم هجوم من کاندید طراحی لباس سینما شدم. پروژههای چالش برانگیز برام جذابتره. ولی معمولا ترجیح میدم با کارگردانهایی کار کنم که از قبل یه شناختی از هم داریم.
در ادامه از تحصیلات آکادمیک ازشون پرسیدم.
باتوجه به اینکه این رشته رو در دانشگاه نداریم، تحصیلات آکادمیک شما تو چه رشتهای بوده؟
من تو دانشگاه هنر و معماری کارگردانی تئاتر خوندم. خیلی دوست داشتم طراحی صحنه بخونم ولی اون سال یادمه به حد نصاب نرسید. اما از همون دوران دانشجویی کار صحنه و لباس انجام میدادم. بلافاصله هم بعد از تحصیل به عنوان دستیار وارد کار شدم. در فیلم بی صدا فریاد کن آقای فخیم زاده دستیار طراحی لباس سینما بودم. اونجا برای اولین بار با دنیای دوربین و پشت صحنه فیلم آشنا شدم و به شدت برام جالب بود.
در مورد فیلمهای دیگه با هم گپ زدیم و ازشون درباره تجربه مستقل طراحی لباس سینما پرسیدم.

از طراح لباس سریال در انتهای شب پرسیدم، که اولین تجربه شما به عنوان طراح لباس مستقل برای چه فیلمی بود؟
اولین تجربه مستقل من در فیلم بلور باران شاهد احمدلو به عنوان طراح لباس بود. در فیلم هجوم هم من ابتدا دستیار آقای اثباتی بودم ولی اواسط کار بخش لباس رو به من سپردن و در نهایت در تیتراژ هم اسم من آورده شد. و همون طور که گفتم کاندید شدم و همه قسمتها برای من خیلی غافلگیرانه بود. یکی دیگه از کارهای مورد علاقهم با خانم برومند در شهر موشهای ۲ هست. من به مدت دوماه برای ۲۲۰ عروسک تقریبا سه مدل لباس طراحی کردم. اون زمان من دخترم رو باردار بودم و خانم برومند تو اون پروژه فانتزی همه جوره هوای منو داشتن.

همیشه شنیدیم که کارگردان خیلی در کار طراح دخالت میکنه و گاهی خروجی با نظر طراح لباس بسیار متفاوت هست. خیلی دوست دارم شما از چالشهاتون در این مورد بگید.
این سوال جواب دوگانهای داره. گاهی کارگردان هیچ شناختی از لباس و استایل کاراکتر نداره. طراح باید بتونه با کارگردان تعامل کنه و به یه خط مشترک برسن. این باعث میشه طراح کمتر اشتباه کنه. طراح لباس سینما باید بدونه کارگردان چی میخواد. ولی گاهی فیلمساز پیشنهاداتی میده که منطقی نیست. چرا که صرفا بحث یک سکانس و یک لباس نیست. من باید روند لباسهای کاراکتر رو شناسایی کنم.
برای مثال تعویض لباس باید منطقی باشه. نباید صرفا بهخاطر نشون دادن گذر زمان لباسهای متفاوت تن هر بازیگری کرد. این طور بگم که به لحاظ بصری نباید کاراکتر فراموش بشه. و اینها تماما مربوط به دانش طراح لباسه. برای مثال خانم برومند کارگردانی هستن که بهت اعتماد میکنن. چون از ابتدا فکرشون رو میگن و دقیقا میدونن که چی میخوان. در سریال در انتهای شب هم خانم پناهنده خیلی به نظرات من اهمیت میدادن.

در ضمن ایشون اشاره کردن که باید در طراحی لباس سینما ، بودجه رو هم در نظر گرفت. در طراحی لباس سینما باید تولیدی فکر کرد بهخاطر بودجه و مسائل دیگه. در واقع تو وقت آزمون و خطا نداری. پس بهتره با تجربهای که داریم با کارگردان به تعامل برسیم و از همون روند اول با کمترین خطا جلو بریم.
فکر میکنم الان وقتش هست که به بهانه چالشها با کارگران، در مورد سریال در انتهای شب صحبت کنیم. از صحبتهاتون متوجه شدم که از کارهای مورد علاقهتون هست. در مورد چالشهای طراحی لباس سینما بهمون بگید.
کار کردن با خانم پناهنده بهعنوان یه کارگردان زن باهوش و توانمند برای من افتخار خیلی بزرگی بود. و واقعیت اینه که ما کوچکترین دست اندازی با هم نداشتیم. خانم پناهنده به من اعتماد کردن و ما با هم در تعامل بودیم. اما خود پروژه چالشهای زیادی داشت. چون باید پسزمینه کاراکترها در نظر گرفته میشد. لباسها باید در عین خوب بودن، معمولی و باورپذیر باشن. برای مثال کت پوشیدن برای یه هنرمند که حالا تو شهرداری کار میکنه متفاوت از بقیه هست.
خانوادهای از لایه اجتماع رو داریم که باید لباسهای قدیمی و کهنه تو کمدشون داشته باشن. تو باید جرئت کنی با بازیگر و کارگردان توافق کنی که در نهایت لباسها چه جوری باشن. مثلا خانم پناهنده خیلی دوست داشتن که شخصیتهای اصلی کمی خوشتیپتر باشن ولی من معتقد بودم همین معمولی بودن اونها برای مردم باورپذیر هست. چون فیلمنامه هم پر از جزئیات رئالیستی بود. در واقع هر کسی میتونه خودشو جای کاراکترها بذاره. فیلمنامه سریال در انتهای شب من رو خیلی تحتتأثیر قرار داد و شروع کردم به اتوود زدن.

اتوودهای اولیه هر طراحی میتونه پر از ایده باشه. در ادامه ازشون پرسیدم پروسه طراحی لباس سریال در انتهای شب به چه صورت بوده؟
اول این رو بگم که ما لباس آرشیوی نداشتیم. صفر تا صد لباسها رو خریدیم یا دوختیم. اما پروسه طراحی لباس سینما چه جوری هست؟ من لباسهای ماهی و بهنام رو طراحی کردم و به کارگردان نشون دادم. تایید رو گرفتم و رفتم برای تست لباسها. بعضی از کارگردانها دوست دارن یه سری عکس بهشون داده بشه و نیازی به طراحی نیست. خانم پناهنده اسکچها رو دیدن ولی خواستن عکس تست لباس رو هم ببینن. یه تعداد لباس رو امانت گرفتیم و بعد از عکاسی استایلها رو چک کردیم. برای مثال مانتو هدی از یه استایل اداری به سمت یه استایل راحتتر پیش رفت. بعد از تست لباس ما همه رو میشستیم تا کهنه بشن.
خانم توسلی اسکچهای دستیشون رو به من نشون دادن. و در مورد اسکچها با هم گپ زدیم.

اسکچها چه قدر نزدیک به تصویر ذهنی خانم پناهنده بودن؟
سوال خوبی بود. اینو یادت باشه کارگردانی که خودش فیلمنامه رو مینویسه خیلی خوب میدونه که تمام بازیگراش چه شکلی هستن. اما در یه سری موارد نظر من با ایشون متفاوت بود. برای مثال در سکانس بعد از جدایی در سریال در انتهای شب، خانم پناهنده تصویری که از ماهی داشتن با یه کتوشلوار سفید بود ولی من احساس میکردم این اندازه از تغییر برای نقش زیادی هست. با هم به توافق رسیدیم که استایل رو کمی کژوال و سادهتر کنیم. بنابراین یه شلوار جین و یه شال رنگی انتخاب کردیم که در کل اون استایل خروجی دراومد. همچنین دوست داشتیم این شباهت ماهی به خواهرش بعد از جدایی رو تو طراحی لباسها ایجاد کنیم.

مزون یا برندی خاصی برای خرید لباسهای سریال انتخاب کردین؟
ما لباس مزونی نداشتم به جز کت سورمهای ماهی که با بقیه لباسهاش خیلی متفاوت بود. چون میخواستیم در مهمانی شب رضا خیلی خوشتیپ و خاص دیده بشه. بقیه لباسها یا خریداری شده یا دوخته شده. من خیلی اعتقادی ندارم چیزی که آمادهش هست، دوخته بشه. این مسئله در طراحی لباس سینما اهمیت داره. در مورد لباسهای سریال در انتهای شب باید بگم که اکثرشون از دست دوم فروشی خریداری شده. ما خیلی دنبال لباسهای دمدستیتر و کهنهتر برای ماهی و بهنام بودیم. اما برای مثال شومیزهای عمه ماهی دوخته شده. روسریها خریدیم و بارها شستیم.

تنها کاراکتری که براشون لباسهای برند و ترندی تهیه کردیم، رضا هست. خیلی سعی داشتم این شخصیت خوشپوش باشه. چون یک هنرمنده و جایگاه اجتماعی خوبی داره. همچنین بخاطر اینکه میدونیم از اروپا اومده و دانش خوبی از استایل و تیپ داره.
صحبتهاشون رو تایید میکنم و در مورد کتوشلوار کرم رنگ خوشدوخت بازیگر صحبت میکنیم. بعد به سوالهای شخصیتر از کاراکترهای اصلی اشاره میکنم.

استایل شخصی ماهی سریال در انتهای شب چی میتونه باشه؟
من شخصیت ماهی رو خیلی الگانت طراحی کردم. ماهی سریال در انتهای شب، هیچ وقت شلخته و بدلباس نبوده. همیشه در عین سادگی یه استایل شخصی داره. یقهها و سرشانهها ساختار کلاسیک دارن. ما هرگز ماهی رو با مانتو سرشانه افتاده نمیبینیم.

و در مورد کاراکتر ثریا چه طور؟ چون تفاوت استایل این دو زن کاملا احساس میشه.
ثریا گاهی میخواد ادای ماهی رو دربیاره. ثریا بین حجبوحیای سنت و رهایی و آزادی گیر کرده. برای مثال وقتی پیش بهنام هست همون روسری سرشه ولی گره اونو باز کرده. یا در سکانس صیغه، ترکیب شومیز سبز با یه دامن سفید قدیمی یه ترکیب قشنگ و سنتی داره. ترکیبی که شاید دخترهای امروزی نپوشن. ولی ثریا این لباسا و اون کفش عقد پاپیونی قدیمی رو از تو کمدش درآورده و استایل کرده. من همیشه سعی کردم به روانشناسی شخصیتها در طراحی لباس سینما و تلویزیون توجه کنم. خودم هم به روانشناسی خیلی علاقه دارم.

نمادشناسی رنگ در طراحی لباس خیلی منو جذب کرد. در مورد نماد رنگ لباسهای ثریا برامون بگید. آیا رنگ سبز برا شومیز نمادین بوده؟
بله قطعا. در اون سکانس سبز مفهوم و نمادی از زندگی هست. رنگهای صورتی، قهوهای و بنفش که همه رنگهای گرمی هستن، جرقهای از عشق خواهدبود. رنگ قهوهای رنگ کهنگی هست و شیکی رو در طراحی لباس سینما کم میکنه. ولی ما با رنگ صورتی ترکیب کردیم. ثریا از لایههای کهنه و سرخورده جامعه میاد اما دوست داره شاداب باشه. بااینحال خیلی بلد نیست که اینها رو با هم چه جوری ست کنه. من دنبال این نبودم که خوشتیپ باشه ولی خیلی هم بدتیپ نیست. ثریای سریال در انتهای شب، یه تم جنوب شهری داره. ما استایلهای مختلفی براش ساختیم ولی در نهایت چندتا رو با وسواس انتخاب کردیم.

برام سوال میشه که آیا استایلی در پروسه فیلمبرداری بعد از طراحی اولیه تغییر میکنه؟
بله. لباسهای خواهر و برادران اسحاقی در سکانسهای دفترخونه در زمان فیلمبرداری تغییر کرد. چون سبک کارگردانی و دکوپاژ خانم پناهنده بهگونهای شد که ما ترجیح دادیم کمی تغییر ایجاد کنیم. لباسهای قبلی رو کمی دمده و قدیمی انتخاب کردهبودیم و فانتزی بهنظر میرسید. ولی کم کم به واقعیت نزدیکشون کردیم تا لباسها معمولیتر به نظر بیان. در طراحی لباس سینما ، طراح باید با شرایط دکوپاژ فیلم و فضایی که کارگردان در اون لحظه طراحی میکنه، خودش رو تطبیق بده. طراح لباس باید بتونه با حالوهوای دراماتیک فیلم همراه بشه و در لحظه تصمیمات درستی بگیره.

به عنوان آخرین سوال توصیهتون به طراحان جوان چی هست؟
طراح لباس سینما شدن ناگهانی نیست. ممکنه از بچگی یه جرقههایی بوده باشه. بعد خانواده حمایت میکنه. ممکنه دانشگاه بری و درسشو بخونی. ولی تجربه خیلی مهمه. رنگشناسی، فیلم دیدن و روانشناسی در طراحی لباس سینما میتونه خیلی کمک کنه. در نهایت تمام این دانشها و تجربیات باعث میشه بتونه کاراکتر طراحی کنه. طراحی کاراکترها از همه چیز مهمتره و این مسئله اونها رو با دیگر طراحان و استایلیستها متفاوت میکنه. ارتباط با کارگردان هم اهمیت داره. کارگردان باید بدونه چی میخواد و طراح باید بتونه خط کلی رو بگیره و دائم با عوامل در تعامل باشه.
چالشهای زیادی هم ممکنه بهوجود بیاد. لباس تنها چیزی هست که همه سر صحنه در موردش نظر میدن. اینکه چه طور باید بازیگر رو قانع کرد که این لباسها رو بپوشه. درحالی که بازیگر ممکنه تنها یک سکانس رو ببینه ولی طراح روند فیلم رو مشاهده میکنه و بر اساس اون باید پیش بره. خانم پناهنده خیلی به نظرات تک تک عوامل احترام میذاشتن. تجربه کار با ایشون در سریال در انتهای شب برای من بسیار خوشایند بود.

در پایان مصاحبه عکسهایی از پشت صحنه لباس رو با هم دیدیم. در مورد برخی دیگر از جزئیات لباسها صحبت کردم. تجربه مصاحبه با خانم توسلی برای من خیلی خوشایند بود. ایشون با اشتیاق در مورد همه چیز صحبت میکردن. صحبتهاشون هم مثه لباسهایی که طراحی کرده بودن ساده و واقعی بود. ازشون تشکر کردم و مکالمه رو به پایان بردیم.
من تمام تلاشم رو کردم مصاحبه طبق گفته خانم توسلی دوستانه باشه. امیدوارم خواننده مجله مد الکا هم از این مصاحبه لذت برده باشه. تجربیات خانم توسلی درباره طراحی لباس سینما برای من بسیار جذاب بود. اگه سوالی در این مورد دارید برامون بنویسید. همینطور میتونین به پیج اینستاگرام خانم توسلی سر بزنین و از ایشون بپرسین.