فیلم مست عشق ، پرفروشترین فیلم امسال در گیشه است که با نقدهای زیادی مواجه شد. اگر داستان معروف شمس و مولانا را ندانید، احتمالا تا نیم ساعت اول فیلم سردرگم خواهید بود. تدوین نامناسب مست عشق آن را از یک اثر تاریخی فاخر به یک تیزر تبلیغاتی پر رنگ و لعاب تبدیل میکند. اما طراحی صحنه و لباس، برای مخاطب کنجکاو سینما جالب خواهد بود. آینور تورون، طراح لباس فیلم مست عشق ، تمام تلاش خود را برای بازنمایی تاریخی اثر کردهاست. طراحی پارچه نیز با جزئیات و اشارات سبکی به خوبی درآمده. اگر مشتاق بهدانستن سبک پوشاک عصر مولانا هستید، در این مقاله از مجله مد الکا همراهمان باشید. ما تمام جزئیات تاریخی را بررسی خواهیم کرد.

مست عشق ، هیاهوی بسیار برای هیچ
در اولین سکانسهای فیلم مست عشق ، با صحنههای اغراقآمیز حمله مغول روبهرو هستیم. صحنههای مبارزه اسکندر پسر احمد سلجوقی، تا پایان بدون دلیل بارها تکرار میشوند. داستان فیلم از کتاب ملت عشق الهام گرفته شده. روایت شمس و مولانا از دل همین کتاب بیپایه و اساس روایت خواهد شد. تمام فیلم مست عشق ، روایت سیال گمشدن شمس و بیتابی مولانا در پی یافتن اوست. کیمیا خاتون نیز در یک ضلع مثلث عشقی میان شمس و علاءالدین، پسر مولانا، قرار دارد. هیچیک از نقشها خصوصیات بارزی ندارند تا در ذهن مخاطب بمانند. اما طراحی لباس، کاراکترها را تا حدی متمایز و مجزا نمایش میدهد.
طراحی لباس فیلم مست عشق با الهام از گذشته
در عصر مولانا، عنصر اصلی پوشاک ایرانی، تلفیقی از فرهنگ بومی و دین اسلام بوده. در قرن هفتم، اجزا اصلی تنپوش ایرانیان، ادامه دوره سامانیان بودهاست. اما تغییرات قابل توجهی در پوشاک ترکان سلجوقی بهوجود آمد. در ادامه به اصلیترین لباسها و اکسسوریهای مهم فیلم مست عشق ، اشاره خواهیم کرد.
مست عشق و تاریخچه پوشاک عصر مولانا
قبا یا روپوش از مهمترین لباسهای مردان در قرن هفتم بوده که تا قبل از تسلط مغولان، از قطعات مربعشکل و گشاد تهیه میشده. در دوره ایلخانان مغول، سبک دوخت به شیوه سونگ باب شد. اما قبا چیست؟ قبا، روپوشی جلوباز با آستین تنگ یا گشاد است که بلندی آن تا ساق میرسد. یک لبه ردا روی لبهی دیگر قرار میگیرد و با شال به دور کمر، محکم میشود. یقه قبا به شکل هفت یا نسبتا گرد و بسته یا به شکل یقه برگشته است.
مولانا و پسرانش در فیلم مست عشق ، قباهایی با یقه گرد، برگشته و مایل بهتن دارند. طراحی یقه برگشته در روپوش علاءالدین بهدرستی با کاراکتر قدرتطلب او هماهنگ شده. در عصر سلجوقی پوشیدن پیراهن زیر با یقه گرد ساده و سفید نیز متداول بوده و طراح در استایل پارسا پیروزفر به آن پرداختهاست.

کفتان یا خفتان از دیگر آیتمهای پوششی مردان فیلم مست عشق بود. خفتان، یک تنپوش بلند و ردامانند است که از یقه بسته شده و تا ساق پا امتداد دارد. در قسمت کمر، شالی پارچهای بسته میشد که رنگ آن و تزئیناتش، نشانه مقام افراد بوده. این مورد در طراحی رعایت نشدهاست. همچنین طراح به شلوارهای پرچین و گشاد عصر مولانا نیز اشارهای نکرده.

ارخالق یا کُرته، نوعی بالاپوش بلند جلوباز با آستین کوتاه است. لباس علاءالدین و ملازم پدرش به این سبک طراحی شدهاند. همچنین سلاطین سلجوقی، نوعی ارخالق حریر پشمی سرخ به تن میکردند. طراح میتوانست در لباس پدر اسکندر به این مورد اشاره کند اما این امر بهکلی نادیده گرفته شدهاست.

تاج نمد بر سر بازیگران فیلم
مهمترين تغییر پوشش سر در دوران سلجوقیان اتفاق افتاد. کلاه صوفیه یا همان تاج نمد که مولانا بر سر میگذاشت بهدرستی و باجزئیات دقیق طراحی و اجرا شده. بهروی کلاه نمدی مخروطی، دستارهای ساده یا وصلهدار میبستند. رنگ و تزئینات عمامه افراد، مفهوم خاصی در آن دوران داشت. همانطور که میدانید استفاده عمامه مشکی نیز برای سیدان مرسوم است. جنس این عمامهها نیز از نوعی کتان نرم بههمراه ابریشم و حریر بوده. طراح فیلم مست عشق با مطالعه تاریخ لباس، به تزئینات طرحدار آبی ظریف بهروی دستار مولانا پرداخته است.

نکته مهم دیگر در مورد دستار این بوده که غلامان حق گذاشتن عمامه نداشتند. در اسناد و مدارک تاریخی اینگونه ذکر شده که در آن زمان برای تنبیه، دستار از سر بر میداشتند. بههمین دلیل مرد فاسد و دونمایه فیلم مست عشق ، بدون کلاه یا عمامه و با تنپوشی قرمز که نشان از شرارت و پلیدی او دارد، استایل شدهاست. اما چرا شمس را نیز بدون عمامه مشاهده میکنیم؟ در ادامه برای پاسخ به این سوال به جزئیات لباس درویشان عصر سلجوقی اشاره خواهیم کرد.

لباس درویشان و عرفا در طریقت صوفیه
خرقه یا جُبه از مهمترین لباسهای درویشان بوده. خرقهها عموما به رنگ کبود یا سیاه با پارچههای کهنه و مندرس دوخته میشدند. جُبهها بر خلاف قبا، جلوبسته بودند که برای پوشیدن باید از محل سر استفاده میشد.
برای پوشش سر نیز، همان خرقه کبود را بهروی سر میانداختند و تا پایین بدن را میپوشانیدند. شمس فیلم مست عشق ، در نقش یک درویش و عارف وارسته با علم بر این نکته تاریخی بهخوبی استایل شده. اما نشانی از ازاری که شبیه لنگ بر کمر درویشان بود، نیست. عرفا عادت داشتند دامنه و پایین ازار را از دو طرف بالا بیاورند و آنها را در محل کمر محکم کنند.

همچنین در پوشش شهاب حسینی، از کفش اصلی دراویش که همان چمچم است، خبری نیست. چمچم، کفشی از پارچههای کهنه و فاقد پاشنه هست که در آن زمان بسیار متداول بود. طراح لباس فیلم مست عشق ، بههیچوجه به طراحی کفش مناسب آن دوران نپرداخته. خُف، کفشی ساده و گالش مانند تا مچ پاست که در آن زمان رایج بوده. طراح تنها به کفشهای مشکی ساده کفایت کرده و ارجاعات تاریخی را فراموش کردهاست.
کیمیاخاتون و زنان مست عشق
زنان نیز مانند مردان از قبا یا روپوشهایی بلند استفاده میکردند. با این تفاوت که قبای زنان جلوبسته و با یقه گرد بود. آستینهای این لباس بسیار بلند و چسبان بود و گاه تا ساق پا امتداد مییافت. مهمترین نکته درباره آستینها که در لباس ترکان عثمانی نیز مشاهده میشود، چاک روی آرنج است که آستین را به دو نصف تقسیم میکند. نقوش روی این رداها، اسلیمی و گلدار بود. نقوش عمودی و پیچکدار نیز در آثار گذشته دیده شده.

پوشش سر زنان فیلم مست عشق ، طبق روایتهای تاریخی بهدرستی با چادر و روسریهای بزرگ طراحی شدهاست. این چادرها عموما روی سر انداخته میشدند و ادامه آن، شانه و بدن را میپوشاند. رنگ چادرها اغلب سبز و سفید و گاهی قرمز بود. در سکانس سوگواری کیمیاخاتون در فیلم مست عشق ، همین روسری بزرگ قرمز را مشاهد میکنیم که شمس بر سر چوبی آویزان کرده. این پارچه قرمز نمادی از وفاداری و عشق ابدی شمس به کیمیاخاتون است.

اکسسوریهای زنان در عصر مولانا که در اسناد تاریخی بهجا مانده شامل دیهیم یا همان سربند و گوشوارههای هلالی است. طراح در فیلم مست عشق ، با جزئیات زیاد این دیهیم پر زرقوبرق را به نمایش گذاشته. دیهیم نوعی تاج به شکل سربند جواهرکاری شدهاست که روی پیشانی قرار میگیرد. اما از گوشوارههای هلالی به عنوان جواهرات مرسوم آن زمان، هیچ نشانی نیست.

سیر تحول مولانا و بازنمایی آن در مست عشق
داستان فیلم مست عشق ، درباره تحول مولانا پس از دیدار شمس و بیقراریاش بعد از رفتن او به دیاری دیگر است. در نتیجه انتظار میرود که طراح این مسئله را در لباسهای او به مخاطب نشان دهد. مهمترین تغییر در فرم و جنس لباسها رخ داده. ردای مخمل سبز پرنقشونگار که با پوست خزی تزئین شده بود، به قبایی ساده بهرنگ روشن بدل گشته. دیگر خبری از تاج نمد طرحدوزی شده نیست. پوشش به طور کامل تغییر کرده و این تحول بخشی از درونیات مولانا را به مخاطب نشان میدهد.

شنل و کسوت عشق
در کنار تحول آشکار مولانا پس از دیدار شمس، داستانی مشابه این اتفاق در فیلم مست عشق ، رخ میدهد. اسکندر و معشوقه قدیمیاش مریم که هر دو در شنل پنهان شدهاند، نهایت به یکدیگر پیوند خواهند خورد. در سکانس پایان فیلم مست عشق ، اسکندر به رسم صوفیان برای استغفار، سر و پای خود را برهنه میکند. اینجا اما کسی که در نقش نجاتدهنده شنلی روی دوش او میاندازد، همان مریم قصه است. این جامه، نماد عشقی است که شمس آدمی را بی آن تهی میداند و اینگونه فیلم پایان مییابد.


در این مقاله از مجله مد الکا به بررسی جامع و کامل طراحی لباس فیلم مست عشق و نکات تاریخی پوشاک عصر مولانا پرداختیم. طراح لباس به جزئیات مهم و قابل توجهای اشاره کرده بود. اما از اکسسوریهای پرکاربرد آن زمان نیز غفلت شده. شما چه نکات دیگری در فیلم شناسایی کردهاید؟ لباس کدام بازیگر شما را به هیجان آورد؟ اگر تمایل دارید نظرات خود را با مجله ما به اشتراک بذارید.