چشم و همچشمی همیشه خصیصهی بدی نیست مخصوصا اگر در دنیای مدوفشن باشد. فشنمارکتینگ این امکان را به ما میدهد که علیرغم وجود رقبای زیاد، استراتژی کاربردی را درجهت جذب مشتری و افزایش فروش داشتهباشیم. روزانه برندها و خرده برندهای زیادی در تلاش برای اثبات کیفیت، برتری و خلاقیت خودشان به مخاطب هستند، که به لطف رسانههای اجتماعی اینکار از قبل هم آسانتر شده است. اما نکتهی مهمی که نمیشود از آن چشمپوشی کرد، بازاریابی درست برای ماندگاری و بازدهی مناسب در این مارکت بیانتها است. ما در ادامه، به بررسی کلیه ابعاد فشن مارکتینگ میپردازیم، پس با ما همراه باشید.
فشن مارکتینگ چیست؟
عوامل بسیار زیادی در مانا ماندن یک برند تاثیر دارند اما اگر آنها را دستهبندی کنیم، فشن مارکتینگ در صدر آنها قرار میگیرد. جریانی بزرگ که از همان ابتدا همهچیز را تحتالشعاع خود قرارمیدهد، انتخاب طرح اولیه برای اجرا تا ارائهی محصولات موردنظر. فشن شوها، مجلات مد، شوهای تلویزیونی و… همگی در انحصار فشن مارکتینگ هستند. کلیدی مهم که نه تنها ابزاری برای به نمایش گذاشتن خلاقیت طراحان است، بلکه اقدامی هوشمندانه برای کمک کردن و داشتن ارتباطی هرچه بهتر و کاملتر جامعه هدف با برندها است. از روزگاران قدیم تا به امروز جذب مخاطب یک هنر بهشمار میآید هنری که اصلیترین نتیجهی آن کشف نیاز مصرفکننده است.

نمایی از انبار لباسها در فروشگاههای فستفشن
پیشینهی جذاب فشن مارکتینگ
شاید باورش کمی سخت باشد اما قبل از وجود داشتن مجلات، فشنشوها و پیامرسانهای مجازی افراد صاحبسبک از طرق متفاوتی برای خیره کردن مردم و ایجاد تقاضا برای طرحهای خود استفاده میکردند. استفاده از عروسکهای مد ملقب به پاندوراس و پوشاندن لباسهای زینتی درابعاد کوچک از اولین قدمهای جذب مخاطب در ان روزها بهشمار میآیند. با گذر زمان و با بهوجود آمدن مجلاتمد، روزنامهها، فروشگاههای بزرگ و خردهفروشان درصدد چاپ محصولات خود و معرفی آنها به دیگر افراد شدند. این مجلات (معروف به بشقابهای مد) اکثرا شامل آثارادبی، الگوهای خیاطی، بافتنی و قلاببافی بودند. تبلیغات مجلات به سرعت به یک ابزار بازاریابی تبدیل شدند.

عروسکهای مد ملقب به “پاندوراس”
گذر از تاریکیها
روزبهروز، تبلیغات سیاه و سفید، محبوبیت زیادی را ازآن خود میکردند و اطلاعات متنی زیادی را با خود بههمراه داشتند ولی نبودن المانها و تحرکات بصری از نقاط ضعف آنها محسوب میشدند. با بهوجود آمدن تکنیکهای جدید چاپ، کارتهای تجاری و پوسترهای تبلیغاتی رنگ تازهای بهخود گرفتند. انفجار رنگ در آن روزها و داشتن شعارهای بهیاد ماندنی از بهترین عوامل موفقیت این چرخهی جذاب بودند.

تبلیغات فشن در روزنامههای دهه 1920
هر برند یک استراتژی
استراتژی مد با دیگر استراتژیها متفاوت است، زیرا تحتتاثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد. عوامل روانشاختی، جامعهشناختی و انسانشناختی من جمله عوامل اثربخش در این مارکت هستند. با تغییر تقاضای مشتری، استراتژی بازاریابی هم تغییر میکند. بازاریابی مد صرفا برای شناسایی لباس و کالای مورد نظر نیست بلکه تصمیمگیری درمورد نحوه نمایش محصول موردنظر و برقراری ارتباطکلامی با مخاطب از دیگر کاراییهای فشن مارکتینگ است. با داشتن برنامهای مناسب همیشه میتوان از دیگر رقبا جلو ماند. استفاده از پلتفرمی که به بهترین نحو، خط فکری شما را نشانمیدهد از دلایل مهم داشتن استراتژی است. اهمیت رسانهها برای همه ثابت شده است، بهتر است بهجای مبهوت ماندن در این دنیایدیجیتال، استفادهی بهینهتری داشته باشیم.

یک استراتژیبرد
جهان امروزی؛ قلمروی بیانتها
حتی قبل از پاندمیک کرونا، دنیای دیجیتال پر از شگفتی بود و هرکسی که ایدهی جدیدی داشت برندهی میدان بود، اما چرا؟ بازاریابیدیجیتال به دلیل گستردگی و اثربخشی جهانی یک حرکت مهم برای گسترش کسبوکار است. متمایزکردن برندها با استفادهی درست از این جهان نامتناهی گامی بلند درجهت پایداری، توسعه و سوددهی آن است. استفاده از پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، یوتیوب، فیسبوک و… روند رشد را تسریع میکنند، درنتیجه این تبلیغات باعث افزایش گردش مالی و سودآوری زیاد میشود.

شروع دنیای دیجیتال در دهه 1990
داستان سرایی یا یک کلاغ چهل کلاغ
یکی از موضوعات جذاب فشن مارکتینگ که اثرگذاری فوقالعادهای بر روی مخاطب دارد، داستان سرایی است. هر برندی داستانی دارد و روایت داستان با داشتن احساسات واقعی، پایانی معقول و بیانی شیوا، اثربخشی زیادی بر فروش محصولات یک برند دارد. برندهایی همچون شنل (channel)، رالف لورن (Ralph Lauren) و استلامک کارتنی(Stella McCartney) از برندهای موفقی هستند که با روایت داستان پیام خود را به مخاطب منتقل کردند.

داستان سرایی
فشن مارکتینگ، غول چراغ جادو
ترکیب صبر، پشتکار، خلاقیت و برنامهی درست غوغا به پا میکنند. هدف فشن مارکتینگ با هر استراتژای، افزایش فروش است. ایجاد اعتماد در جامعهی هدف با تبلیغات درست یکی از تاثیرات بازاریابی پوشاک در حوزهی فشن به حساب میآید. پس از جلب اعتماد مشتریان، آوازه و شهرهی خدمات و محصولات به گوش دیگر افراد خواهد رسید. ترغیب مصرف کنندگان به خرید کالای ارائه شده با قیمت مناسب در زمان و مکان مناسب به قصد سودآوری و ازدیاد فروش از اثرات اصلی فشن مارکتینگ است. برندها با دادن تجربهی خوب و خاطرهی مثبت به مصرفکنندگان، تصویری فوقالعاده را در ذهن مخاطب خود ایجاد میکنند.

تاثیر فشنمارکتینگ بر میزان محبوبیت یک برند
همیشه در یادها؛ با فشن مارکتینگ
طبقهبندیکردن افراد بر اساس سن، تحصیلات، قومیت، سلایق و علایق آنها همیشه در راسامور قرار میگیرد. قبل از اهمیت فشنمارکتینگ، افرادی که در دههی ششم زندگی خود بودند به فراموشی سپرده میشدند، این در حالی بود که این گروه از افراد خواستار بودند تا۱۰ الی ۱۵ سال جوانتر از سن واقعی خود بهنظر بیایند. اثربخشی بازاریابی کارآمد برای برندها زمانی مشخص میشود، که تمامی اقشار جامعه با توجه به نوع محصول تارگت قرار بگیرند.

تاثیر تبلیغات بر قشر خاکستری جامعه
وجه مشترک دنیای تبلیغات، درک نیاز مخاطب است. پس اگر به فکر راهاندازی کسب و کار جدیدی هستید، ایدههایتان را هرچه سریعتر آماده کنید. در این مسیر فرصت ایستادن نیست! شما تا به حال در زمینه فشن مارکتینگ تجربهای داشتهاید؟